تبلیغات
سایت جامع بهائیت - شیخیه بستر پیدایش بابیت و بهائیت

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

شیخیه بستر پیدایش بابیت و بهائیت

نویسنده : میکائیل    |   تاریخ : 1396/03/6 23:14

«شیخیه» بستر پیدایش بابیت و بهائیت

در این نوشتار درباره شیخ احمد احسایی و تاریخ زندگی او و نیز برخی از افکارش که باعث تکفیر او توسط برخی از علما شد مطالبی می خوانید. شیخ احمد احسایی قائل به خالقیت و رازقیت امامان بوده است یعنی ائمّه علّت فاعلس بقیه موجودات اند ولی این تفکر با ادله عقلی و نیز نقلی سازگار نیست و نتایج بسیار أسف باری دارد که گریزی از آن نیست.


فهرست مطالب

-       زندگی و تاریخ شیخ احمد احسایی

-       تکفیر شیخ احمد احسایی توسط برخی از علما

-       سفرهای پی در پی شیخ احمد احسایی

-       علت تکفیر شیخ احسایی توسط شهید ثالث

-       علت فاعلی دانستن امامان توسط شیخ

-       مخالفت ائمّه اطهار با افکار مفوضه و غلات

 شیخیه :
فرقه شیخیه، براساس تعالیم عالم شیعی، شیخ احمد احسائی، در نیمه اول قرن سیزدهم به وجود آمد. پیروان این فرقه مجموعاً از مردم بصره، حلّه، كربلا، قطیف، بحرین و بعضی از شهرهای ایران بودند.(1)
اساس این مذهب، مبتنی بر تركیب (تعبیرات فلسفی قدیم) متأثر از آثار سهروردی با اخبار آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) است.(2) آموزه های ویژه بنیان گذار این فرقه، غیر از آن كه مایه انشعاب داخلی فرقه شد؛ زمینه ساز پیدایش دو فرقه منحرف (بابیت) و (بهائیت) نیز گردید.
نام دیگر این گروه (كشفیه) است. كشفیه، كنایه از كشف و الهامی است كه رهبران این فرقه، برای خود قائل بودند. مدعی جانشینی شیخ، فردی به نام (سیدكاظم رشتی) بود. وی در خصوص نام گذاری شیخیه به (كشفیه) می نویسد:
(
خداوند سبحان، حجاب جهل و كوری دین را از بصیرت ها و چشم های ایشان برداشته و ظلمت شك و ریب را از قلوب و ضمایر آن ها برطرف كرده است).(3)
 

شیخ احمداحسایی کیست ؟
شناخت شیخیه، با شناسایی (شیخ احمد) گره خورده است؛ چه این كه شیخیه، به او منسوب اند و اساس تعالیم خود را، از او گرفته اند. مشرب و سیره شیخ احمد، دامنه تأثیر او را به پس از حیاتش رسانده، و تحولاتی را در تاریخ امامیه - از قرن سیزده به بعد - به بار آورده است. از این رو، دانستن شرح حال او(4) و ذكر ویژگی های علمی و عملی وی، ضرورت دارد.
شیخ احمد، مشهور به (احسایی)؛ فرزند زین الدین بن ابراهیم است كه در رجب 1166 به دنیا آمد و در ذیقعده سال 1241 به دیار باقی شتافت. وی را (عالم)، (حكیم) و (فقیه) نام داری خوانده اند كه با اظهار بعضی از عقاید و برداشت های خاص، مخالفت عده ای از فقیهان و متكلمان را برانگیخت تا جایی كه برخی فتوا به (كفر) او دادند.
زادگاه شیخ احمد احسایی، روستای (مُطَیرِفی) واقع در منطقه (احساء) در شرق عربستان است. به گفته احسایی، سابقه تشیع در نیاكان وی، به جدّ چهارم او (داغر) باز می گردد. (داغر)، نخستین كس از خاندان او بود كه بادیه نشینی را رها كرد و در (مطیرفی) اقامت گزید.(5) وی پس از مهاجرت، به تشیع گروید و نسل او همگی بر این مذهب بودند.

شیخ احمد احسایی، در ذكر وقایع دوران كودكی خود، از چند حادثه طبیعی و سیاسی یاد می كند كه در سرزمینشان رخ داده و او را سخت به اندیشه درناپایداری دنیا، وا داشته بود.(6)
خاندان او، مانند دیگر مردم دیارشان، به سب دوری از شهر و نداشتن فردی عالم در میان خود، از معرفت احكام دین بی بهره بودند. او خود می گوید:
(
اهل منطقه ما به غفلت گرد هم می آمدند و به لهو و طرب سرگرم می شدند و من در عین خردسالی، به سیره آنان دلبستگی زیادی داشتم؛ تا آن كه خداوند خواست كه مرا از آن حالات رهایی بخشد).(7)
روزی یكی از خویشاوندان شیخ احمد، نزد او از علم نحو نام برد و گفت: كسی كه (نحو) نداند، به معرفت شعر راه نمی یابد. این سخن، شوق آموختن را در وی برانگیخت. پدرش از عزم او آگاه شده، وی را به روستای (قُرَین) در (یك فرسنگی زادگاهش) نزد یكی از خویشاوندان (به نام شیخ محمد بن شیخ محسن) فرستاد و احسایی، مقدمات ادبیات عرب را، از او فرا گرفت.
شیخ احمد، از رؤیایی در ایام تحصیل خود یاد می كند كه در آن، شخصی تفسیر عمیقی از دو آیه قرآن به او ارائه كرده بود:
(
این رؤیا، مرا از دنیا و آن درسی كه می خواندم، روی گردان ساخت. از زبان هیچ بزرگی كه به مجلس او می رفتم، نظیر سخنان آن مرد را نشنیده بودم و از آن پس تنها تنم، در میان مردم بود).(8)
این حالت، سرآغاز تحوّلی معنوی، در زندگی احسایی بود كه رؤیاهای الهام بخش دیگری را در پی آورد! او یك سلسله از این رؤیاها را برای فرزندش، بازگو كرده است:
(
پس از آن كه به دلالت یكی از رؤیاها، به عبادت و اندیشه بسیار پرداخته است، پاسخ مسائل خود را در خواب از ائمه اطهار(علیهم السلام) دریافت می داشته و در بیداری به درستی و مطابقت آن پاسخ ها با احادیث پی می برده است).(9)
گزارش احسایی، جنبه های بارزی از مشرب او را نشان می دهد كه نوعی گرایش به (باطن شریعت) و تأكید بر مرتبه (قدسی امام) است. همین گرایش، موجب برداشت ویژه او، نسبت به بعضی از مفاهیم دینی گردیده، وی حتی پای استدلال را بست و بدون اقامه دلیل، ادعاهای خویش را نشر داد؛ چنان كه در هنگام مباحث علمی، هرگاه بر آرای وی ایرادی وارد می شد، می گفت: (در طریق من مكاشفه و شهود است نه برهان و استدلال...).(10)

 سفرهای گوناگون و پی درپی :
احسایی، در پی شیوع بیماری طاعون، در عراق، به وطنش (احساء) بازگشت و پس از اقامتی چهار ساله، در سال 1212 ه. ق رهسپار عتبات شد. در بازگشت، بعد از مدتی اقامت در بصره، به (ذورق) در نزدیكی بصره رفت و تا سال 1216 ه. ق در آن جا ماند. پس از آن نیز تا 1221 ه. ق چندین بار به طور موقّت در بصره و روستاهای اطراف آن اقامت داشت. در این سال به عتبات رفت و از آن جا عازم زیارت مشهد رضوی شد و بین راه، در یزد توقفی كرد. اهل یزد، از او استقبال گرمی به عمل آوردند و وی به اصرار ایشان، پس از بازگشت از مشهد، در یزد مقیم شد.(11)
در این زمان كه آوازه احسایی در ایران پیچیده بود، فتحعلی شاه قاجار،(12) باب نامه نگاری را با او گشود و از وی برای ملاقات در تهران، دعوت به عمل آورد.(13) احسایی برای آن كه دعوت شاه را نپذیرد، بهانه می آورد تا آن كه شاه در نامه ای دیگر، بدو نوشت كه آمدنش به یزد با قشون بسیار، تهدیدی برای ارزاق مردم آن جا خواهد بود و بار دیگر خواستار آمدن احسایی به تهران شد. وی بالاخره به تهران رفت ولی اصرار شاه را مبنی بر مقیم شدن در تهران نپذیرفت و در سال 1223 ه. ق به همراه خانواده اش به یزد بازگشت.
احسایی در سال 1229 ه. ق در راه زیارت عتبات، به كرمانشاه وارد شد و با استقبال مردم و شاهزاده محمد علی میرزای دولت شاه (حاكم كرمانشاه) روبه رو گشت. حاكم اصرار به ملاقات وی، در كرمانشاه داشت و با تعهّدی كه در مورد تدارك سفر هر ساله او به عتبات داد، وی را به اقامت راضی كرد. این اقامت در كرمانشاه - به جز سفری دو ساله به حج و عتبات - حدود ده سال به طول كشید. سپس به مشهد، یزد، اصفهان و كرمانشاه رفت و پس از یك سال اقامت در كرمانشاه، رهسپار عتبات شد و چندی بعد آن جا را نیز به عزم مكه ترك كرد؛ اما در دو منزلی مدینه، درگذشت و در قبرستان بقیع، دفن گردید.(14)

 

 مقام علمی و اجازه روایت :
شیخ احمد تا بیست سالگی در (احساء) علوم دینی متداول را فرا گرفت؛ اما جز درس آغازین او، از زندگی تحصیلی وی چیزی در دسترس نیست، لذا برخی بر این عقیده اند: وی در مراحل بعد، استاد خاصی نداشت و استفاده های او، از مجالس درس عالمان، تحصیل به معنای متعارف نبود. به ویژه آن كه او در جایی از آثارش، به كسی به عنوان استاد، استناد نكرده است.(15)
البته مهاجرت او به كربلا و نجف و حضور در درس استادان بزرگ و كسب اجازه روایت، نشان گر حضور تحصیلی او است؛ گرچه مدت آن كم بوده است.
احسایی در سال 1186 ه. ق ، مقارن با آشوب های ناشی از حملات عبدالعزیز حاكم سعودی به (احساء)، به كربلا و نجف مهاجرت كرد و در درس عالمانی چون سیدمهدی بحرالعلوم و آقامحمدباقر وحید بهبهانی، حضور یافت و مورد توجه آنان قرار گرفت.
وی در مدمت اقامت در عتبات، اجازه های متعدد روایی، از مشاهیر عالمان دریافت كرد. حسین علی محفوظ مجموعه ای از این اجازه ها را - كه حاوی آگاهی های سودمند رجالی است - جداگانه انتشار داده است. یكی از كسانی كه به احسایی، اجازه روایت داده است، شیخ جعفر كاشف الغطا است. او براساس دو اثری كه از احسایی، در فقه وعقاید دیده بود، مقام علمی وی را در اجازه اش ستوده است.(16)
دیگر مشایخ اجازه احسایی عبارت اند از: سیدمهدی بحرالعلوم، میرزا محمدمهدی شهرستانی، آقا سید علی طباطبایی (معروف به صاحب ریاض)، شیخ احمد بحرانی دهستانی، شیخ موسی فرزند شیخ جعفر كاشف الغطاء، شیخ حسین آل عصفور و برادر او شیخ احمد.(17)
از آثار به جای مانده احسایی، برمی آید كه وی علاوه بر فقه و دیگر علوم دینی متداول، در فلسفه تبحّر داشته و به دانش های گوناگون، مانند ریاضیات، طبیعیات قدیم و علوم غریبه، (علم حروف، اعداد و طلسمات) نیز آگاه بوده است. تعابیری كه مشایخ اجازه اش، درباره او به كار برده اند، از دانش گسترده وی در فقه و حدیث، حكایت می كند.

شاگردان و دریافت كنندگان اجازه از احسایی
برای شناخت فرقه شیخیه و انشعاب های به وجود آمده در آن، آشنایی با شاگردان احسایی ضروری است. البته ما در این جا در صدد برشمردن همه شاگردان وی نیستیم؛ چنان كه در صدد بیان همه اساتید وی نبودیم.
احسایی، شاگردان بسیار داشت كه از میان ایشان، سیدكاظم رشتی (1212 - 1259 ه. ق)، پس از وفات احسایی در بسط و ترویج افكار او، كوشید و در حكم جانشین وی بود.(18)
دیگر شاگرد او، میرزاحسن گوهر، نیز مشرب وی را داشت و احسایی، پاسخ برخی از نامه ها را بدو واگذار می كرد.(19برخی دیگر از افرادی كه از احسایی، اجازه دریافت داشته اند، عبارت بودند از :
شیخ محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر؛(20)
حاج محمد ابراهیم كلباسی؛(21)
میرزا محمد تقی نوری؛(22)
شیخ اسد الله كاظمی شوشتری؛
ملا علی برغانی؛(23)
آقا رجبعلی یزدی؛(24)
ملا علی بن آقا عبدالله سمنانی؛
علی بن درویش كاظمی(25)؛
محمد تقی فرزند احسایی؛
علی نقی فرزند احسایی؛(26)
و دیگران.(27)
انتقاد و تكفیر احسایی :
شیخ احمد احسایی، هر چند به وارستگی و تلاش در عبادات و ریاضت های شرعی، ستوده شده و به برخورداری از علوم مختلف و تربیت شاگردانی چند شهرت یافته بود؛ لیكن آراء و نظریاتش، مصون از خطا و اشتباه نبود و گاهی برخی از عالمان و اندیشمندان معروف آن عصر، با انتقاد جدی از اندیشه ها و لغزش های وی، او را (غالی)، (منحرف) و حتی (كافر) می خواندند. احسایی خود می گوید:
(
محمد بن حسین آل عصفور بحرانی - كه پدرش از مشایخ اجازه او بوده است - در بحثی رویارو، بر وی انكار آورد).(28)
نخستین مخالف آشكار با احسایی،از جانب محمد تقی برغانی، ((( مشهور به شهید ثالث)))))

 از عالمان با نفوذ قزوین صورت گرفت. زمان این رویداد به سال های آخر زندگی احسایی باز می گردد، وی در زمانی كه از كرمانشاه عازم مشهد بود، (سال 1237 ه. ق)، گویا در میانه راه، چندی در قزوین توقّف داشت.
مفصل ترین گزارش در این باره در قصص العلماء تنكابنی نگارش یافته است :
(
برغانی در آغاز، مانند دیگر بزرگان قزوین، حرمت احسایی را نگاه می داشت؛ اما در مجلسی كه احسایی به بازدید او رفته بود، از روی آگاهی، عقیده خاص وی را در باب (معاد جسمانی) جویا شد. پس از شنیدن پاسخ به وی اعتراض كرد و آن مجلس با جدال اطرافیان، به پایان رسید. این رویارویی، به میان مردم كشیده شد و جمعی از عالمان، از احسایی كناره جستند. ركن الدولة، علینقی میرزا، حاكم قزوین، محفلی برای آشتی عالمان، با حضور آن دو ترتیب داد؛ اما این بار گفت وگو، به تكفیر احسایی از جانب برغانی انجامید و انتشار این تكفیر، توقف بیشتر احسایی را در شهر، دشوار ساخت).(29)
احسایی پس از ترك قزوین، در سفرهایش به مشهد، یزد و اصفهان - با همه معارضه هایی كه علیه او شد - كمابیش از پایگاه مردمی برخوردار بود. اما تلاش برغانی در تأكید بر تكفیر او و نامه هایی كه در این باره نوشت، از عواملی بود كه عرصه را بر احسایی، در واپسین سفرش به كربلا تنگ كرد و او را از نیت ماندگار شدن در آن جا، منصرف ساخت. خاصه آن كه در این میان گروهی نیز عقاید غلوآمیزی، به وی نسبت دادند و در تحریك عالمان كربلا و سران دولت عثمانی كوشیدند.
حكم تكفیر شیخ، در میان عوام و خواص، در شهرهای مختلف ایران، عراق و عربستان، نشر یافت. عده ای به دفاع برخاستند؛ گروهی سكوت كردند و برخی دیگر با مطالعه آثار وی، حكم تكفیر را تأیید و اعلام نمودند.
عده ای از عالمان و فقیهان كه شیخ و پیروان عقاید او را تكفیر كردند، عبارت اند از :
حلاج ملا محمد تقی قزوینی، معروف به شهید سوم؛
آقا سیدمهدی فرزند صاحب ریاض؛
حاج ملا محمد جعفراستر آبادی؛
آخوند ملاآقا دربندی، مؤلف كتاب اسرار الشهادة؛
شریف العلماء مازندرانی، استاد شیخ انصاری؛
آقا سیدابراهیم قزوینی، مؤلف كتاب ضوابط الاصول؛
شیخ محمد حسن، صاحب جواهر الكلام؛
شیخ محمد حسین، صاحب فصول.(30)
البته گروهی، دشمنی با شیخ را روا نمی شمردند؛ از آن جمله فقیه نامدار حاج ابراهیم كلباسی بود. وی آسان فهم نبودن پاره ای از آراء و تعبیرات احسایی را، باعث سوء تفاهمات و تكفیرها می دانست و آرای احسایی را، در چارچوب عقاید امامیه، تلقّی كرده، او را از علمای امامیه می دانست.

برخی نیز جانب احتیاط را در پیش گرفتند. صاحب اعیان الشیعه معتقد است: (شیخ و پیروانش، شطحیاتی (نظیر شطحیات برخی از صوفیه) و سخنان معمّاگونه و خرافاتی دارند. كتاب شرح جامعه كبیره (كه وی خود آن را دیده بود و خوانده بود) یكی از همین قبیل آثار است. مسلك اینان مایه ضلالت بسیاری از عوام الناس شده است. به ویژه آن كه بیشتر فساد و گمراهی از ناحیه شاگردش سیدكاظم رشتی است. سخنان و مطالبی كه وی آورده است، بعید دانسته شد كه خودِ شیخ قائل به آن باشد.(31)

انحرافات عقیدتی شیخیه :
تبیین و نقد و بررسی تمامی عقاید و آرای كلامی شیخ احمد احسایی و شاگردان و پیروان او، در این مختصر نمی گنجد. پیش از بیان یكی از آرای (غلوّآمیز) وی، متذكّر می گردد وصف كلی اندیشه احسایی را می توان در این خلاصه كرد:
عقاید وی و پیروانش درباره (معاد و اطوار جسم)، در (معراج پیامبر اسلام)، (وجود امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، (مقام ائمه اطهار(علیهم السلام)، (نیابت خاصه)، و (اعتقاد به ركن رابع) البته هر یک از این افکار مورد اعتراض، و انكار و نقد اندیشمندان و فقیهان بزرگ قرار گرفت.
اینك، ضمن اشاره به عقاید احسایی در باب (جایگاه امام در آفرینش)، نوشته های غلوّآمیز وی را در این باره نقد خواهیم كرد.
جایگاه امام در آفرینش :
احسایی در آثار خود، ضمن توجه زیاد به مباحث امامت توجه خاصی به جنبه های تكوینی مقام امام نشان می دهد؛ از جمله در بازگو كردن این عقیده كه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان، برترین مخلوقات خداوند و واسطه فیض او هستند.  که این مطلب در جای خودش صحیح است ائمّه را علل اربعه كائنات (علت های فاعلی، مادی، صوری و غایی) معرفی می كند.
احسایی به استناد مضامین حدیثی، كمال هر یك از چهارجنبه علیت را در وجود پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان(علیهم السلام) نشان می دهد و نتیجه می گیرد كه آنان (علل اربعه كاینات)اند.(32)
به اعتقاد او پیشوایان معصوم(علیهم السلام) پس از آن كه خداوند آنان را خلق كرد، ایشان به اذن و مشیت الهی، موجودات دیگر را آفریدند. یعنی ائمّه اطهار(علیهم السلام) علت های فاعلی موجودات جهان اند.(33)
تنكابنی می نویسد :
(
بدان كه شیخ احمد (رساله)ای نوشته است  در باب این كه مصلّی، باید در (ایاك نعبد) حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را قصد كند، زیرا كه خداوند مجهول الكنه است و آن چه در ذهن درآید، مخلوق ذهن است؛ چنان كه حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: (كلما میزتموه باوهامكم بأدقّ معانیه فهو مخلوق مثلكم مردود الیكم). پس باید (وجه الله) را اراده نمود كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است).(34)


همو آورده است :
(
شیخ [احمد ]می گوید: خلق كردن خداوند، عالم را و خلق كردن امام، عالم را مانند این آیه خواهد بود: (فویل للذین یكتبون الكتاب بایدیهم) و ائمه(علیهم السلام)، ید الله می باشند... چرا استبعاد در خالقیت ائمه می نمایند و حال این كه (تبارك الله احسن الخالقین) گواه بر آن است كه به جز خداوند، خالق دیگر هست و قول خدای تعالی در باب حضرت عیسی روح الله (و اذ تخلق من الطین كهیئة الطیر)، شاهد این معنا است و قول امیرالمؤمنین (علیه السلام) (أنا خالق السموات و الأرض) دلیل بر این مطلب است و این كه اگر خداوند كسی را خلق كند كه او آسمان و زمین را به اذن او خلق نماید و قدرت آن داشته باشد، این دخل در لطف و أدل بر كمال قدرت خدا است و مردم بیشتر اذعان به این معنا می كنند. همین تقریر را این فقیر (تنكابنی) مؤلف كتاب (قصص العلماء) از حاج سید كاظم رشتی [از شاگردان شیخ احسایی و جانشین او ]شفاهاً شنیدم؛ چون مدتی به مجلس درس او حاضر می شدم...).(35)
تنكابنی، سپس نقدی بر این اعتقادات نگاشته است.(36)
غیر از این دو مورد، مسایل دیگری شبیه این، در كتاب (شرح العرشیه) از سوی شیخ احمد احسایی مطرح گردیده است.(37) البته اعتقاد به (خالقیت)، (رازقیت) و (حقیقت مشیة الله) بودن معصومان(علیهم السلام)، به قدری مشهور است كه بارها میان شیخیه و مخالفانشان، مناظره و نزاع درگرفت و موجب تكفیر آنان گردید.
به عنوان نمونه، گفت وگویی میان شیخ عبدالرحیم بروجردی، با حاج محمد كریم خان (پیشوای شیخیه كرمان) انجام گرفت. در این گفت وگو و مناظره، كریم خان گفت: امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر بالای منبر فرمود: (انا خالق السموات و الارض)، شیخ عبدالرحیم به او گفت: (درآن عهد برخی حضرت علی را كافر می دانستند، مانند اهل شام. عده ای نیز او را خلیفه چهارم و گروهی او را خلیفه بلافصل پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) می دانستند. در چنین عصری چگونه ممكن است علی (علیه السلام) چنین ادعایی كرده باشد و مردم هیچ گونه عكس العملی نشان نداده باشند)؟ و كریمخان سكوت كرد.(38

 

نقد و بررسی :
در تاریخ فرقه ها و مذاهب كلامی از فرقه ای به نام (مفوّضه) نام برده شده است.
عقاید آنان، خلاف تعالیم دینی و نصوص كتاب و سنت اتفاق عام مسلمانان است. از آن جا كه عقاید شیخیه در این بخش، همان عقاید (مفوّضه) است، جهت تحلیل و بررسی، از تفویض ومعانی مختلف آن و سپس تاریخچه اجمالی فرقه (مفوّضه) و بالاخره برخورد ائمه(علیهم السلام) با (مفوّضه) سخن خواهیم گفت.

تفویض و معانی مختلف آن :
(تفویض) در لغت، به معنای واگذار كردن كاری به دیگری و حاكم گردانیدن او در آن كار است.(39)
در اصطلاح علم كلام، عبارت است از: (اعتقاد به این كه خداوند متعال، پس از آفرینش بندگان، آنان را به خود واگذاشت تا هر كاری كه می خواهند بكنند؛ بدون این كه در اعمال آنان، نقشی داشته باشد).
البته آن چه مورد بحث ما است، تفویض در معنای دیگری، غیر از نزاع معروف معتزله و اشاعره در باب جبر و اختیار است. هم چنین غیر از اصطلاح (مفوّضه) درباب (صفات خبری) است كه معتقداند: (صفاتی مانند (ید) برای خدا ثابت است؛لیكن برای گرفتار نشدن در دام (تجسیم و تعطیل) و (تأویل) باید معنای آن را به خود خداوند واگذار (تفویض) كرد.
از این رو، تفویض در احادیث شیعه، در معانی مختلفی وارد شده كه مرحوم علامه مجلسی، آن ها را در شش معنا، جمع بندی كرده است كه فهرست آن چنین است:

1.    تفویض در امر دین :
این نوع از تفویض، می تواند دو معنا داشته باشد:
الف) خداوند، كلیه امور دین را به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) واگذار كرده است، تا هر چه بخواهند، حلال كنند و هر چه بخواهند، حرام نمایند، (((( سپرده شدن تمامی امور دینی به ائمّه اطهار در روایات تصدیق شده است- سردبیر )))))))))))))

بدون این كه این احكام را از وحی بگیرند. مسلماً این معنا، با آموزه های صریح قرآن، مخالف است؛ چه این كه پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) از روی هوا و هوس، سخن نمی گوید و هرچه می گوید، وحی است: (و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی)(40)
ب) خداوند، چون پیامبرش را به كمال رساند و آن حضرت (صلى الله علیه وآله وسلم) به مقامی رسید كه جز حق و صواب را انتخاب نمی كرد؛ پس اختیار بعضی از امور (مثل تعیین مستحبات در نماز و روزه و...) را به او واگذار كرد و سپس آن حضرت را با وحی تأیید كرد.
این معنا نادرست نیست و روایاتی در تأیید، آن وارد شده است.(41)

2. تفویض اداره جامعه :
به این معنا كه امور اجتماعی مردم (مانند امور سیاسی، تعلیم و تربیت و امثال آن) از سوی خداوند متعال، به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) واگذار شد و بندگان، به اطاعت از آنان مأمور شدند.
این معنا با نصوص كتاب وسنت، سازگاری دارد؛ چنان كه خداوند می فرماید: (ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا)؛ (آنچه را پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) برای شما آورده [و به آن فرمان داده ] در آن چه از آن نهی كرده، بازایستید).

3. تفویض بیان علوم و احكام :
به این معنا كه هر گاه، صلاح دانستند احكام را برای بندگان، بیان كنند و هرگاه مصلحت ندانستند، بیان نكنند تا وقت آن فرا رسد. بدیهی است یكی از لیست های بزرگ پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، تبیین و تشریح دین است كه بنابر اعتقاد شیعه، پس از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، این مهم بر عهده امام معصوم (علیهم السلام) است تا ضمن بیان علوم دینی، از هر گونه تفسیر به رأی و تحریف جلوگیری گردد.

4. تفویض در كیفیت حكم :
یعنی این اختیار، به آنان وگذار شده كه در مسائل مختلف، طبق ظاهر شرع حكم كنند، یا از علم خدادادی خود استفاده كرده، آن را در كیفیت حكم لحاظ نمایند.
5.
تفویض در بخشش :
سرپرستی امر خمس، انفال و بعضی دیگر ا ز امور مالی حكومتی، به آنان واگذار شده و این اختیار نیز به آنان داده شده است كه در موارد مختلف، هرچه را صلاح دیدند به دیگران ببخشند، یا این كه آنان را از بخشش محروم كنند.(42)

6. تفویض در آفرینش :
خداوند، پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه(علیهم السلام) را آفرید و خلقت، روزی رساندن، تربیت، میراندن و زنده كردن بندگان را به آنان واگذار كرد.
این مسأله ممكن است، به یكی از دو معنا باشد؛
الف) پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه(علیهم السلام)، همه این كارها را با قدرت و اراده خودشان - بدون هیچ دخالتی از سوی خداوند - انجام می دهند.
این دیدگاه، كفری است صریح و ادله عقلی و نقلی، بر بطلان آن گواهی می دهند
ب) خداوند، این كارها را، مقارن با اراده ایشان، انجام می دهد (ماند این كه موسی اراده می كند و مقارن آن، خداوند عصا را تبدیل به مار می كند)، تا بدین وسیله، صدق و راست گویی آنان را به اثبات رساند.
این معنا اگرچه عقلاً محال نیست؛ اما روایات ردّ (تفویض)، آن را مردود می شمارد؛ مگر در هنگام ظهور معجزات.(45)
البته در همین موارد نیز استناد حقیقی فعل، به خداوند متعال است و آورندگان معجزه، به اذن و فرمان او كاری را انجام می دهند و در این گونه امور، خودشان را به جای (خالق) نمی گذارند.
(
تفویض) مورد نزاع، قسمت اول از معنای ششم است.
گروهی از غلات، تفویض به این معنا را مطرح می كردند كه به نام (مفوضّه) شهرت یافتند. آنان همواره مورد انكار و اعتراض ائمه(علیهم السلام) و اصحاب آنان بوده اند. عالمان، فقیهان و متكلمان اسلام نیز آنان را طرد نموده، در زمره مشركان و كافران قلمداد می كردند.

فرقه شناسی (مفوّضه) :
چنان كه گذشت، (مفوّضه) به كسانی اطلاق می شد كه خلق، رزق، زنده كردن و میراندن را به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه(علیهم السلام) نسبت داده، معتقدبودند: خداوند همه امور عالم را به آنان واگذار كرده است. این كه (مفوّضه) گروهی از (غلات)اند یا جدای از آن ها؛ چند دیدگاه مطرح است. در بخشی از روایات، مفوضه به عنوان گروهی جدای از غالیان قلمداد شده اند. در زمان ائمه(علیهم السلام) - به ویژه در زمان امام رضا (علیه السلام) - نوعاً از این گروه فراوان نام برده شده است.(45)
در میان متكلمان و نویسندگان فرق و مذاهب، مفوّضه - چه به شكل یك گروه مستقل یا گروهی از غلات - حكم یكسانی با غالیان دارند و بر آنان، حكم شرك و كفر جاری شده است. چه بسا بی اشكال باشد كه گفته شود: (غلاتِ مفوّضه) به صورت مضاف و مضاف الیه، وصفی در زبان فارسی و وصف تبیینی در زبان عربی است. گواه این مدعا بخشی از زیارت حضرت حجت (عجل الله تعالى فرجه الشریف) است كه در آن آمده است:
(
الحمد لله الذی هدانا لهذا... و لم یجعلنا من المعاندین الناصبین و لا من الغلاة المفوّضین...).(45)
شیخ مفید (ره)، مفوضه را جزء غالیان می داند؛ اما فرقی بین آنان وغلات دیگر قائل می شود؛ به این كه مفوضه، اعتراف دارند كه ائمه(علیهم السلام) حادث و مخلوق اند نه قدیم، اما با این حال آنان را خالق موجودات و رازق آنان می دانند و مدعی اند كه خداوند، فقط آنان را خلق كرد. سپس كار خلقت جهان و همه كارهای آن را، به آنان واگذار كرد.(46)
شیخ صدوق (ره) بدون آن كه فرقی میان مخالفان مفوضه قائل شود، هر دو گروه را ذكر كرده و آنان را كافر و بدتر از یهود، نصارا و مجوس دانسته است.(47)
نویسندگان فرق و مذاهب هم آورده اند:
(
مفوضه، اعتقاد دارند كه خداوند واحد ازلی، شخص كاملی كه بدون كم و زیاد بود، به جای خود گذاشت و تدبیر و خلقت عالم را به او واگذار كرد. این شخص، همان محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین و بقیه ائمه هستند كه در معنا یكی می باشند. آنان گمان می كنند كه معرفت خدای قدیم ازلی، لازم نیست و باید محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) را شناخت كه خالقی است كه امر خلق به او واگذار شده است و او خالق آسمان ها و زمین، و كوه ها، انسان ها، جن و هر آن چه در عالم هست، می باشد).( )48
یادآوری این نكته نیز لازم است كه مفوضه، مخالفان عقاید خود را به نام (مقصّره)؛ یعنی، كوتاهی كنندگان در معرفت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه(علیهم السلام) می شناختند و می گفتند:
(
چون آنان به این نكته نرسیدند كه محمد خالق است و امر به او واگذار شده است، باید مراقب حلال و حرام باشند و اعمال مقرّر در فقه اسلامی را انجام دهند كه درحقیقت این اعمال، غُل هایی است برای آنان، به منظور عقوبت آن ها در كوتاهی در معرفت).( )49


برچسب ها:شیخیه, بابیت, بهائیت, شیخ احمد احسائی, علی فخرآور, مقاله شیخیه بستر پیدایش بابیت و بهائیت, سید کاظم رشتی,

  |   دیدگاه ها ()

1397/08/28 05:39
I'm really enjoying the design and layout of your site. It's a very easy on the eyes which makes it much more enjoyable for me to come here and visit more often.
Did you hire out a developer to create your theme? Excellent work!
1397/08/28 04:15
Hi Dear, are you genuinely visiting this web page daily, if so after that
you will absolutely take nice know-how.
1397/08/26 20:32
Great goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you're just
too excellent. I really like what you've acquired here, really like what you are saying and the way in which you say it.
You make it entertaining and you still care for to keep it smart.
I cant wait to read far more from you. This is actually a
great website.
1397/08/21 07:48
I like it when individuals come together and share ideas.

Great website, stick with it!
1397/08/20 11:52
Wonderful, what a website it is! This weblog gives
valuable information to us, keep it up.
1397/08/18 05:44
Pretty great post. I just stumbled upon your weblog and
wished to mention that I have really enjoyed surfing around your blog posts.
After all I'll be subscribing on your feed and I am hoping you write again very soon!
1397/08/16 05:23
Hi! Someone in my Myspace group shared this website with us so
I came to take a look. I'm definitely loving the information. I'm
book-marking and will be tweeting this to my followers!
Great blog and great design.
1397/08/13 17:32
Hello There. I found your blog using msn. This is an extremely well written article.
I will make sure to bookmark it and return to read more of your useful info.
Thanks for the post. I'll certainly return.
1397/08/12 17:33
fantastic publish, very informative. I'm wondering why the
other experts of this sector don't notice this. You should continue your writing.
I am sure, you've a great readers' base already!
1397/08/7 22:30
Tremendous things here. I'm very glad to look your article.
Thank you a lot and I am looking forward to touch you.
Will you please drop me a mail?
1397/08/5 20:06
What's Going down i am new to this, I stumbled upon this I've
discovered It absolutely useful and it has helped me out loads.
I'm hoping to give a contribution & assist different customers like its helped me.
Great job.
1397/08/3 08:11
Howdy, There's no doubt that your web site might be having browser compatibility issues.
When I take a look at your website in Safari, it looks fine however,
if opening in IE, it's got some overlapping issues.
I merely wanted to provide you with a quick heads up!
Other than that, fantastic website!
1397/07/29 20:55
Simply wish to say your article is as astonishing.
The clarity in your post is just nice and i could assume you
are an expert on this subject. Well with your permission allow me to grab your feed to keep updated with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the gratifying work.
1397/07/29 13:57
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to more added agreeable from you! By the way, how can we communicate?
1397/07/26 17:26
Hello to all, how is all, I think every one is getting more
from this web page, and your views are fastidious
designed for new visitors.
1397/07/24 22:34
Hi, I do think this is an excellent site. I stumbledupon it ;) I will
revisit once again since I book marked it. Money and freedom is the best way to change, may you be rich and continue to help others.
1397/07/18 12:26
You're so awesome! I don't suppose I have read through a single thing like that before.
So nice to discover somebody with unique thoughts on this topic.
Seriously.. thank you for starting this up. This site is one thing that's needed on the web, someone with a bit of originality!
1397/07/17 21:22
If some one needs to be updated with hottest technologies then he must
be pay a quick visit this website and be up to date daily.
1397/07/16 21:44
I believe this is among the such a lot important info for me.
And i'm satisfied studying your article. But should remark on few general things, The site taste is perfect, the articles is in point of fact great :
D. Excellent job, cheers
1397/07/16 07:15
I think that everything said was very logical. However, think about
this, what if you were to write a awesome post title? I mean, I don't
wish to tell you how to run your blog, however suppose you added a title that grabbed a person's attention? I mean سایت جامع بهائیت - شیخیه بستر پیدایش بابیت و بهائیت is kinda
plain. You should peek at Yahoo's front page and see how they create article headlines to
get people interested. You might add a video or a picture or
two to grab people excited about what you've written. In my
opinion, it might make your posts a little livelier.
1397/07/16 00:31
Awesome article.
1397/07/14 18:05
I will immediately grasp your rss feed as I can not find your e-mail subscription hyperlink
or newsletter service. Do you have any? Kindly let me recognise so that I could subscribe.

Thanks.
1397/07/13 10:42
Good article! We are linking to this great post on our website.
Keep up the great writing.
1397/07/12 10:08
I'm not sure where you're getting your info, but good topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for magnificent information I was looking for this info for my mission.
1397/02/10 23:08
Wow, wonderful blog layout! How long have you been blogging
for? you made blogging look easy. The overall look of your site is excellent,
as well as the content!
1397/02/10 17:52
резинки для фитнеса купить
купить резинки для фитнеса одесса
резинка петля для фитнеса
купить резинку для фитнеса bazo
резінки для фітнесу
1396/06/16 17:52
Great post. I used to be checking continuously this weblog and I am
inspired! Extremely helpful information specially the last phase :) I
deal with such information a lot. I used to be seeking this certain information for
a long time. Thanks and best of luck.
1396/05/17 06:38
It's an amazing article in support of all the internet people; they will obtain advantage
from it I am sure.
1396/04/27 11:56
It's remarkable to pay a visit this website and reading the views of all mates on the topic of
this paragraph, while I am also keen of getting knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

جستجو در عناوین مطالب

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آمار سایت

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات


TOOLS SALAVAT





logo-samandehi

نماد اعتماد درگاه Pay.ir