تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

در مورد دیدگاه و عملكرد بهائیت در زمینه سیاست توضیح دهید؟

نویسنده : فرید    |   تاریخ : 1394/12/19 01:10

یكى از اصول و شعارهاى اساسى آئین بهائى «اصل عدم مداخله در امور سیاسى» است و بر اساس آن، بهائیان اجازه ندارند در امور سیاسى شركت كند. حسینعلى میرزا (بهاءاللّه ) در كتاب گنجینه احكام مى نویسد: «هر بهائى كه در امور سیاسى مداخله نماید از صف بهائیان اخراج مى گردد

                                                   

عباس افندى (عبدالبهاء) نیز بر لزوم «تفكیك بین قواى دینییه و سیاسیه» و «عدم تعلق بهائیان به امور سیاسى» تأكید دارد. از منظر وى: «میزان بهائى بودن و نبودن این است كه هر كس در امور سیاسیه مداخله كند و خارج از وظیفه خویش حرفى زند یا حركتى نماید، همین برهان كافى است كه بهائى نیست، دلیل دیگر نمى خواهد»[222] او در رساله سیاسیه خویش نیز هرگونه حق سیاسى را از ملت سلب نموده و حكومت را مخصوص ملوك و موهبت الهى مى شمارد.[223]

شوقى كه پس از عباس افندى رهبرى بهائیان را به دست گرفت نیز در این زمینه مى گوید: «معاذاللّه  از مداخله در امور سیاسى، احباء باید به كلى از این شئون در كنار باشند و از هر وظیفه اى كه منجر به مداخله در امر سیاست شود، بیزار گردند»[224].

و در جاى دیگر تصریح مى كند: «...از امور سیاسیه و مخاصمات احزاب و دول باید كل [بهائیان] قلباً و ظاهراً، لساناً و باطناً، به كلى در كنار و از این گونه افكار فارغ و آزاد باشیم. با هیچ حزبى رابطه سیاسى نجوییم و در جمع فرقه اى از این فرق مختلفه متنازعه داخل نگردیم، نه در سلك شورشیان در آییم و نه در شئون داخله دول و طوایف و قبایل هیچ ملتى ادنى مداخله اى نماییم، به قوه جبر به هیچ امرى اقدام ننماییم... امر اللّه را چه تعلقى به امور سیاسیه و چه مداخله اى در مخاصمات و منازعات داخله و خارجه دول و ملل».[225]

نقد و بررسى :

جدایى دین از سیاست فاقد بنیان علمى و منطقى است و به هیچ وجه با آموزه هاى اصیل ادیان الهى سازگارى ندارد. اما بهائیان با ادعاى جدایى دین از سیاست آن هم در زمانى كه علماى اسلام جدى ترین مانع براى استعمارگران به حساب مى آمدند، قدم در راهى گذاشتند كه منطبق با خواست سلطه گران بود. با این حال علاوه بر نقش جدى استعمارگران در تكوین و تداوم این فرقه سیاسى[226] حضور بهائیان در تحولات سیاسى ایران معاصر از مصادیق بارز فعالیت سیاسى است؛ نقش ویرانگر آنان در واگرایى ها و بحران هاى مشروطیت، حضور آنان در فعالیت هاى تروریستى كمیته مجازات، نقش آنان در متلاشى ساختن نهضت جنگل، روى كارآمدن رضاخان و حضور آنان در بالاترین و حساس ترین موقعیت ها و مناصب سیاسى حكومت پهلوى اول و دوم، بنابراین نقش آنان در تعمیق وابستگى كشور به بیگانگان و تحكیم سلطه استعمار و امپریالیسم بر كشور و ممالك اسلامى، حكایت از وجود تناقض در ایدئولوژى بهائیت از یك سو، و از طرف دیگر حركت علیه منافع ایران است[227].

اهداف پشت پرده :

از منظر تاریخى چنین اصلى در بهائیت، همیشه در مواقعى مورد تأكید قرار مى گرفته، كه منافع و مصالح سیاسى حامیان بهائیت، اقتضاء آن را داشته است چنانكه این آموزه در انقلاب مشروطیت، كاملاً به نفع سیاست استبدادى دربار قاجار به كار رفت. خنجى در تبیین این شگرد تاریخى بهائیان مى نویسد: «خوب است ببینیم كه منظور بهائیان از دخالت در سیاست به معنى اعم است یا آنكه دخالت در بعضى سیاست ها را جائز مى دانند؟ گذشته از قرائن بسیارى كه در دست است، از مطالعه الواح و خطابه هاى مختلف رهبران بهائیان نیز این نكته روشن مى شود كه منظور آن ها از عدم دخالت در سیاست به معناى خاصى است و در بعضى سیاست ها، از دخالت خوددارى ننموده آن را جائز مى شمرند. مثلاً در انقلاب مشروطیت بهائیان كاملاً علیه جریان انقلاب وارد شدند و از تبلیغ به نفع مستبدین و به ضرر مشروطه خواهان غفلت ننمودند، چنان كه عبدالبهاء در یكى از الواح خود كه در زمان كودتاى محمدعلى شاه صادر شده، محمدعلى شاه را سلطان عادل دانسته و بهائیان را دعوت به انقیاد نموده، مشروطه طلبان را «نوهوسان» نامیده است[228] اما همین كه پس از خلع محمد على شاه، و پیروزى مشروطه طلبان ایران، و شكست كوشش هاى سیاسى روسیه در ایران، بهائیان قافیه را باختند؛ عباس افندى در 1329ه.ق، - یعنى پس از گذشت حدود چهار سال از نامه قبلى كه در آن مریدان بهائى خود را از مداخله در سیاست منع كرده و به اطاعت سلطنت قاجار توصیه مى كرد - یكباره طرفدار مشروطیت شده، و اصل عدم مداخله در امور سیاسى را فراموش مى نماید و دستور مى دهد: «نفوسى از بهائیان از براى مجلس ملت انتخاب گردد» و با «سیاسیون مراوده كرده» تا ضمن آن موجبات نزدیكى بهائیان را به انگلستان فراهم سازد.[229]

به طور كلى بهائیت از ابتدا تصمیم داشت، با استقرار پوشش عدم دخالت آنان در سیاست بر سر بهائیان و مراكز آنان در تحقق اهداف مشروحه ذیل به پیروزى هایى برسد:

1. موقعیت سیاسى، مداخله هاى سیاسى، سرسپردگى ها، و حمایت مأمورین خارجى از بهائیان ایران را پنهان سازند.

2. در موارد توافق با سیاست هاى خارجى حامى شرایط خاص، و یا شخصیت هاى سیاسى مورد نظر در ایران، كه مورد مخالفت و یا انتقاد ملت قرار گرفته است، زیر پوشش عدم مداخله در امور سیاسى، ترك هرگونه مشاركت با آزادیخواهان، وطن خواهان، و روشنفكران نموده، تا موجبات تضعیف كوشش مردم، و تأیید و تقویت وضع موجود را فراهم سازند.

3. بهائیت با تأكید و ترویج اصل «عدم مداخله بهائیان در امور سیاسى» كوشش همیشگى خود را براى پیشبرد نقشه «حكومت بهائى» و رسیدن به «قدرت سیاسى حاكم» در سرزمین ایران، پنهان سازد.

4. در موارد نامساعد اوضاع بهائیان، و مخالفت بهائیان با حكومت و رهبران وقت، زیر پوشش عدم مداخله در امور سیاسى، ترك هرگونه مشاركت و همكارى، در جهت سیاست مستقل ملى ایران مبذول دارند.[230]

برخورد دوگانه :

افزون بر مطالب فوق، موارد متعددى از تناقضات گفتارى و رفتارى سران فرقه بهائیت در زمینه عدم مداخله در سیاست وجود دارد؛ به عنوان نمونه در طول سال هاى 1324-1325 كه شوقى افندى تأكیدهاى مكرر به بهائیان ایران مبنى بر عدم مداخله در امور سیاسى و وضعیت ایران خصوصاً جدائى آذربایجان از ایران و حوادث ناشى از آن داشت، براى بعضى از بهائیان تردیدهائى در مورد زعماى بهائیت در ایران، كه دائماً با رجال سیاسى و خارجى، در ارتباط بودند، به وجود آورد.شوقى افندى مجبور شد، در پاسخ نامه لطف اللّه  حكیم، عضو بر جسته محفل ملى بهائیان ایران به مطالبى تصریح كند، كه نه تنها مخالف تصریحات قبلى در خصوص عدم مداخله در امور سیاسى بلكه مبین موقعیت و روابط سیاسى بهائیان با دیگر سازمان هاى سیاسى و خارجى و در ایران است.[231]

همچنین به گفته عبدالحسین آیتى در كشف الحیل؛ «سیاست و پلتیك» عباس افندى این بود كه «هر وقت مى دید یك حرف هاى تازه[اى] در دنیا نسبت به شاهى یا قانونى پیدا شده، تا چندى با آن مخالفت مى كرد كه اگر استقرارى نیافت بگوید ما آن روز چنین و چنان گفتیم و اگر قرار مى گرفت فورى پرده را عوض مى كرد.»، چنانكه در برابر جنبش مشروطیت، این برخورد دوگانه را اتخاذ كرد. «بنابراین اصل، از موقع انقلاب روسیه تا استقرار بلشویكى در ظرف دو سال اخیر هر وقت لوح به ایران مى فرستاد به روس ها بد گفته بود و بلشویك را بدخواه بود و اگرچه به قول حاجى اصفهانى بروجردى كه خودش حامل لوحى بوده است گفت: این بدگویى از بلشویك هم در لوحى بود كه به ایران مى فرستاد و گرنه لوحى كه به عشق آباد و بادكوبه مى فرستاد آن قدر تعریف از بلشویك بود كه همه را با خدایى خود شریك كرده بود. ولى اخیراً علاجى جز این ندیده بود كه» از در دوستى درآید و لذا به بهائیان عشق آباد نوشت كه تهیه سفر سیدمهدى گلپایگانى به مسكو را ببینند.[232]

دموكراسى :

آیین بهائى براى «ملت» هیچ گونه حقى قائل نیست و تنها «ملوك» را منشأ قدرت و لایق حكومت مى شمارد.

بهاء در كتاب اقدس مى نویسد: «لیس لاحدٍ ان یعترض على الذین یحكمون على العباد؛ یعنى هیچ كس حق ندارد بر كسانى كه بر بندگان حكومت مى كنند اعتراض كند»[233].

عبدالبهاء نیز صراحتا اعلام مى دارد: «امر منصوص این است: یا اولیاء اللّه و امناء، ملوك مظاهر قدرت و مطالع عزت و ثروت حق اند، درباره ایشان دعا كنید، حكومت ارض به آن نفوس عنایت شد»[234].

ابوالفضل گلپایگانى، مبلغ مشهور بهائیان، در مجموعه رسائل خویش از قول عبدالبهاء در این خصوص با صراحت بیشترى مى نویسد: «نزد عاقل بصیر، روشن است كه قوت دولت و شوكت سلطنت و... و آسایش رعیت موقوف به همین نكته است كه عموم افراد اهالى یك ملك، اطاعت پادشاه خود واجب دانند»[235].

از تعمق در این جملات به خوبى مى توان دریافت كه بهائیت تا چه اندازه از اصول دموكراسى و مردم سالارى دور و بیزار است.

خشونت و تروریسم :

به گواه تاریخ، بهائیت نه تنها على رغم ادعاهاى خویش، فعالانه در سیاست دخالت داشته بلكه براى تحقق مقاصد سیاسى خویش، همواره از اهرم خشونت و تروریسم نیز بهره برده است. نویسنده كتاب كشف الحیل، پیرامون خلق و خوى بهائیان چنین توصیف مى كند: «داراى اخلاقى خشن بوده، سخت دل و كینه جو ولى متظاهر به مهر و محبت»[236].

فریدون آدمیت نیز بساط میرزا حسینعلى (بهاء) را از روز نخست مبتنى بر «دستگاه میرغضبى و آدمكشى» مى داند.[237]

این قساوت را از اولین روزهاى پیدایش بابى گرى در میان اعضاى این فرقه مى توان دید؛ چنانكه على محمد باب اتباع خویش را در كتاب خود «بیان»، به رفتار تند و اعمال خشونت نسبت به مخالفان، یعنى مسلمانان، فراخوانده و مى نویسد: «گرفتن اموال كسانى كه به این فرقه ایمان ندارند واجب است»[238].

و همچنین: «بر هر پادشاهى كه در این فرقه به سلطنت مى رسد واجب است یك نفر غیرمؤمن [یعنى غیرربانى] را بر روى زمین زنده نگذارد و همچنین این حكم براى همه پیروان واجب است»[239].

اصولاً تروریسم سیاسى در تاریخ معاصر ایران از اواسط دهه 1840م با بابى گرى آغاز شد و چنان با بابى گرى پیوند خورد كه در دوران متأخر قاجار نام «بابى» و «تروریست» مترادف بود. به نوشته فریدون آدمیت، «بابى ها در جریان شورش هاى خود در دوران ناصرى، با مردم و نیروهاى دولتى رفتارى سبعانه داشتند و اسیران جنگى را دست و پا مى بریدند و به آتش مى سوختند»[240].

 بابیان و بهائیان براى تحمیل آئین خویش، مال و جان و ناموس مسلمانان را مباح اعلام كرده و حتى آنان را شكنجه مى دادند و سپس به شهادت مى رساندند. در این مورد مى توان به حادثه تلخ قلعه طبرسى مازندران و حوادث خونبار «زنجان» توسط بابیان كه با قتل و غارت و جنایات بیشمارى همراه بود و بالأخره پس از خونریزى بسیار توسط حكومت سركوب شد، اشاره كرد.[241]

بابى ها ترور آیه اللّه  شهید ثالث در قزوین، ترور امیركبیر و بسیارى از رجال و شخصیت هاى سیاسى و مذهبى را طراحى و اجرا كردند. ترور ناموفق شیخ فضل اللّه  نورى، و سپس صدور حكم اعدام وى توسط روحانى نماى وابسته به انجمن هاى سرى و محافل ماسونى، قتل سید عبداللّه  بهبهانى، و بسیارى ترورهاى دیگر در این راستا قابل تحلیل و ارزیابى است و مهم تر از همه «كمیته مجازات» كه سران آن به بهائى گرى شهرت كامل داشتند[242]، یك شبكه تروریستى بهائى بود كه با ارتكاب قتل هاى متعدد، و نشر اعلامیه، فضایى از رعب و وحشت در تهران به وجود آورد و تأثیرات سیاسى عمیق بر جاى نهاد عملیات كمیته مجازات را باید بخشى از سناریوى بغرنجى ارزیابى كرد كه بعدها به كودتاى رضاخان و سید ضیاء طباطبایى (3 اسفند 1299) سرانجام به سقوط حكومت قاجار و استقرار دیكتاتورى پهلوى انجامید.[243]



[222]. سید محمدباقر نجفى، بهائیان، تهران: طهورى، 1357، صص 755 به بعد؛ نظر اجمالى در دیانت بهائى، صص50- 49.

[223]. عبدالبهاء، رساله السیاسیه؛ نظر اجمالى در دیانت بهائى، صص50- 49.

[224]. بهائیان، پیشین، ص 758.

[225]. لوح شوقى افندى، نقل از: نظر اجمالى در دیانت بهائى، صص51- 50.

[226]. جهت آگاهى كامل به پرسش هاى چهارم و پنجم كتاب مراجعه نمائید.

[227]. ر.ك: بهائیت و سیاست عدم مداخله در سیاست، سیدمصطفى تقوى، فصلنامه مطالعات تاریخى، ش17 ویژه بهائیت، تابستان 1386.

[228]. ر.ك: بررسى انتقادى چند شعار بهائیت، از دیدگاه محمدعلى خُنجى، ماهنامه زمانه، ش 61.

[229]. مراجعه شود به كتاب: كشف الحیل، عبدالحسین آیتى، صص 74-78.

[230]. بهائیان، پیشین، ص 733.

[231]. مندرج در مجله: «اخبار امرى»، ارگان رسمى بهائیان، ایران، شماره 9، دى 1324 ه.ش، ص10.

[232]. كشف الحیل، عبدالحسین آیتى، ج 3، چ 4، ص 215 به بعد.

[233]. به نقل از: ابوالفضایل، مجموعه رسائل، چاپ مصر، 1920م، صص60ـ62.

[234]. عبدالبهاء، رساله السیاسیه، ص11.

[235]. ابوالفضایل، مجموعه رسائل، چاپ مصر، 1920م، صص60ـ62.

[236]. عبدالحسین آیتى، كشف الحیل، تهران، بى جا، 1326، ج 2، ص 7.

[237]. امیركبیر و ایران، ص448.

[238]. بیان فارسى، ص157.

[239]. همان، ص262.

[240]. امیركبیر و ایران، ص448.

[241]. نمونه هایى از این درگیرى ها و جنایات در كتاب: بهائیان، سیدمحمدباقر نجفى، صص 533-613، ذكر شده است.

[242]. تبریزى، اسرار تاریخى كمیته مجازات، ص 36.

[243]. جستارهایى از تاریخ بهائى گرى در ایران، پیشین، صص 49- 54.

 

 


برچسب ها:دخالت, سیاست, بهائیت, تفكیك قوا, بهاء الله,

  |   دیدگاه ها ()

1396/06/12 06:24
Hi, I do think this is a great web site. I stumbledupon it ;
) I will come back once again since I book marked
it. Money and freedom is the best way to change, may you be rich and continue to help others.
1396/02/25 13:52
I visited multiple blogs however the audio quality for audio songs present at
this web site is truly superb.
1394/12/19 01:20
با سلام
وبلاگ شما را خریداریم
در صورت تمایل به فروش آنرا در سایت ثبت کنید یا ایمیل بزنید.
با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

جستجو در عناوین مطالب

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آمار سایت

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات


TOOLS SALAVAT





logo-samandehi

نماد اعتماد درگاه Pay.ir

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو